یکشنبه نوزدهم شهریور 1391
پیمان سنتو
ادامه مطلب
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391
پیمان سیتو seato
ادامه مطلب
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391
جنگ هسته ای
در صورت حمله هستهای روسیه به امریکا، کلاهکهای هستهای بر آسمان شهرهای ایالات متحده در فاصله ٣٠ دقیقه پس از پرواز منفجر خواهند شد. (در مورد چین، به دلیل استفاده از سوخت مایع در مقایسه با سوخت جامد، انفجار کلاهکهای هستهای چند ساعت پس از پرواز به وقوع خواهد پیوست. گرچه این اقدام غیرمنتظره نخواهد بود، اما خسارات مشابهی تولید خواهد کرد. درمورد سایرکشورهای دارای سلاح هستهای از جمله هندوستان و پاکستان، بدلیل فقدان تکنولوژی موشکی خطری ایالات متحده را تهدید نمیکند.) فرض بر این است که شهرهای با جمعیت بیش از صدهزار نفر هدف حمله هستهای روسیه قرار میگیرند. در فاصله این ٣٠ دقیقه، اولین سیستمهای مادون قرمز جستجوگر و هشداردهنده ماهوارهای به مرکز فرماندهی استراتژیک هوایی آمریکا در کلرادو پیام میفرستند. این مرکز پس از دریافت پیام، ریاست جمهوری ایالات متحده را باخبر میسازد. رئیس جمهوری فقط سه دقیقه فرصت دارد که تصمیم به حمله متقابل را اختیار نماید. در رابطه با سناریوی موجود برای حمله متقابل در ایالات متحده، رئیس جمهور شلیک موشکها را فرمان داده و موشکهای هستهای در فضا به پرواز درخواهند آمد و تمام این عملیات در فاصله کمتر از یک ساعت تمام خواهد شد.
ادامه مطلب
پنجشنبه یکم تیر 1391
سردار رفیع پس از حکومت
به نظر میرسد سردار رفیع پس از عزل از حکومت شاهردو در سال 1336 ه.ق دیگر به حکومت نرسید اما بی میل نبود که دوباره حاکمیت را به دست اورد.او در حکومت حاج فخرالملک کردستانی که حاکم استراباد شده بود ،کارشکنی میکرد.
وکیل الدوله انگلیسی ها نوشت:سردار رفیع در حکومت عبدالحمید خان سردار مقتدر کاشانی (یمین نظام) مردم را بر علیه او تحریک میکرد.به خصوص ان که سردار مقتدر ، دسته ای فاحشه را به استراباد اورده و از دخل انها تومانی چهار قران حق الحکومه میگرفت.بنابر این به تحریک سردار رفیع اهالی شورش ودر مدرسه حاج محمد تقی خان هزارجریبی ومسجد گلشن اعتصاب کردند.از ضعف سردار مقتدر نوشته اند که کسی قادر نیست از شهر خارج شود و تمتم منطقه نا امن است .شورش به انجا انجامید که او شبانه به منزل سالار اشرف پناه برد و سپس به سمت تهران فرار کرد.
سردار رفیع حاکمیت استراباد و خراسان را تحت لوای خود پیشنهاد داده بود.اما این خواست پذیرفته نشد.هر چند سعی دولت بر این بود که ذاز او و همگنان او که در منطقه صاحب نفوذ بودند در مواقع مختلف استفاده شود.
مساله ی مالیات ، شاید در کار نبود و به نوعی مصادره ی اموال بود. زیرا سردار از حاکمیت برداشته شد و به اصطلاح از چشمها افتاد و شاید اگر نبود نفوذ او در منطقه و ضعف نسبی دولت مرکزی ،چه بسا تمام اموال او و همردیفانش توقیف و مصادره می شد و خود او یا هم قطارانش مورد غضب بیشتزی قرار میگرفتند.با این حال به تهران فرا خوانده شد و به نظر میرسد تحت نظر بوده است.اما با این حال ،بارها با رئیس الوزرا ملاقات داشته و نامه های زیادی هم در باب مسائل مالیاتی و تحویل سلاح و... به او نوشته است.دولت طی تلگراف به ظهیرالملک ،حاکم مازندران،از او میخواهد سرکردگان مازندران و استر اباد را به بهانه ی پاره ای مذاکرات به تهران بفرستد.
حاکم مازندران توانستسردار جلیل ،شریف العلمای خاوری ،ثقه الاسلام شهیدی،شیخ علی اکبر تبری و غلامحسین ایرانپور را به جهت نفوذ محلی و شرکت در اتحاد ملی تبرستان،از ساری تبعید کند.اما این تبعید ها کوتاه مدت بوده زیرا هر یک از انان به دستیاری متنفذانی که در پایتخت داشتند به مناطق خود بازگشتند.ریاست وزرا به حاکم استراباد ،سلطان جنید میرزا معتمدالدوله نوشت که برای مشورت مذاکره ،حضور او در تهران ضروری است.
حاکم تهران برای رئیس الوزرا نوشت که احضاریه ی سردار رفیع را در ییلاق او ،خلیل محله در خاک مازندران برای او فرستاده است.او پیشنهاد کرد به وسیله ی قزاق های استراباد سردار را به تهران بفرستد.سردار رفیع با توصیه ی حاکم استر اباد ،سلطان جنید میرزا معتمدالدوله ،شیرزاد خان سرتیپ را به هزارجریب فرستاد تا اسبابتسلی خاطر بستگان را فراهم سازد .و و کیل الدوله نوشت که:سردار رفیع با پسرش به حاکم استراباد پناهنده شده است.
سردار از زمانی که از استر اباد خود را به به شاهرود رساند تا به تهران برود ،به او خبر دادند مامورین دولت اموال او را توقیف کرده و مزاحم کسان وی شده اند.و به دنبال ان رئیس الوزرا طی نامه ای به حاکم ساری ،دستور اخراج ماموران را از املاک او داده است.لازم به ذکر است سردار رفیع به بقیه ی سرداران مازندران و هزارجریب در رسیدن به تهران تاخیر داشته است.
در خصوص مسائل مالیاتی ،نامه هایی از سردار رفیع به سردار جلیل هم موجود است.او به سردار جلیل توصیه هایی میکند و یاد اور میشود:وقتی که دولت حکم میکند که در عدلیه مذاکره شود.ضبط مال و اموال معنایی ندارد.
در سندی دیگر که هب همو مینویس،خاطر نشان میکند ،دولت ابتدا از خان های تنکابن ،لاریجان و سواد کوه و فیروز کوه شروع کند تا به ما برسد و توصیه میکند((این کار را سست نگیرید که اسباب پشیمانی برای همه خواهد بود))سپس از سردار جلیل دعوت میکند که برای استراحت به ییلاق بیاید و همچنین میخواهد از اخبار امیر مکرم لاریجانی او را بی اطلاع نگذارد. و در ضمن از وضعیت میرزا کوچک خان و میرزا علی خان دیو سالار (سالار فاتح)هم او را اگاه کند .به نظر میرسد سردار،مبلغی از مالیات را به مامورین دولتی داده بود.از نامه ریاست وزرا به اداره مالیه ی مازندران بر می اید که سردار ، سه هزار تومان از مالیات افراد خود را داده است.اما بین او وماموران مالیاتی اختلاف بوده.سردار رفیع اظهار میدارد که سه هزار تومان مالیات به عنوان ده یک از کسان خود داده است.اما ماموران مالیاتی می گویند ان چه گرفته اند مالیات سرشماری بوده و مالیات ده یک از کسان سردار رفیع نستانده اند.رئیس الوزرا ، طی تلگرافی که به اداره مالیه مازندران زده ،از انها میخواهد که در این باره تفحص کنند.
و سردار طی دونامه ای که به ریاست وزرا از ده یک تفاوت عمل هشت سال پیش سخن میدارد .او در نامه ی دوم یاد اور می شود که ((که کارد به استخوان رسیده است.برای فدوی بضاعتی نمانده است.تحمل بقیه خسارت را به نمایم))
ان چه از تلگارف رئیس الوزرا به پیشکار مالیهی مازندران بر می اید ،ان است که انچه مالیات از از ابواب جمعی سردار تصریح شده است از سردار رفیع هم باید اخذ شود.
از ساری به تهران تلگرافی ارسال شد مبنی بر این که سردار رفیع برای تادیه مالیات خود ،طلب مامور کرده و مامور هم ارسال شد.
از سندی دیگر بر می اید که از زمان تشکیل اداره مالیه ی مازندران ،از هر تومان ،یک قران که پیش از ان به حکام به عنوان حق صندوق خانه اخذ میکردند به عنوان حقوق تحصیلداری به مالیات اضافه شده است و تا کنون از عموم مالکین گرفته شده است اما صاحب منصبان نظامی از پرداخت ان استکناف می ورزند.زندگی سردار رفیع پس از حکومتش در منطقه،مدتی به کشمکش با نمایندگان دولت مرکزی گذشت.بهانه ی این کشمکش ها ، یکی مساله ی مالیات یا مالیاتهای معوقه بود.مساله ی دیگر ،طرح خلع سلاح متنفذان و حاکمان محلی بودع که دولت وقت متولی ان بود.تعدادی از استاد هم مربوط به غارت اموال واملاک سردار و رعایای او توسط ترکمانهاست.
به نظر میرسد سردار رفیع پس از عزل از حکومت شاهردو در سال 1336 ه.ق دیگر به حکومت نرسید اما بی میل نبود که دوباره حاکمیت را به دست اورد.او در حکومت حاج فخرالملک کردستانی که حاکم استراباد شده بود ،کارشکنی میکرد.
وکیل الدوله انگلیسی ها نوشت:سردار رفیع در حکومت عبدالحمید خان سردار مقتدر کاشانی (یمین نظام) مردم را بر علیه او تحریک میکرد.به خصوص ان که سردار مقتدر ، دسته ای فاحشه را به استراباد اورده و از دخل انها تومانی چهار قران حق الحکومه میگرفت.بنابر این به تحریک سردار رفیع اهالی شورش ودر مدرسه حاج محمد تقی خان هزارجریبی ومسجد گلشن اعتصاب کردند.از ضعف سردار مقتدر نوشته اند که کسی قادر نیست از شهر خارج شود و تمتم منطقه نا امن است .شورش به انجا انجامید که او شبانه به منزل سالار اشرف پناه برد و سپس به سمت تهران فرار کرد.
سردار رفیع حاکمیت استراباد و خراسان را تحت لوای خود پیشنهاد داده بود.اما این خواست پذیرفته نشد.هر چند سعی دولت بر این بود که ذاز او و همگنان او که در منطقه صاحب نفوذ بودند در مواقع مختلف استفاده شود.
مساله ی مالیات ، شاید در کار نبود و به نوعی مصادره ی اموال بود. زیرا سردار از حاکمیت برداشته شد و به اصطلاح از چشمها افتاد و شاید اگر نبود نفوذ او در منطقه و ضعف نسبی دولت مرکزی ،چه بسا تمام اموال او و همردیفانش توقیف و مصادره می شد و خود او یا هم قطارانش مورد غضب بیشتزی قرار میگرفتند.با این حال به تهران فرا خوانده شد و به نظر میرسد تحت نظر بوده است.اما با این حال ،بارها با رئیس الوزرا ملاقات داشته و نامه های زیادی هم در باب مسائل مالیاتی و تحویل سلاح و... به او نوشته است.دولت طی تلگراف به ظهیرالملک ،حاکم مازندران،از او میخواهد سرکردگان مازندران و استر اباد را به بهانه ی پاره ای مذاکرات به تهران بفرستد.
حاکم مازندران توانستسردار جلیل ،شریف العلمای خاوری ،ثقه الاسلام شهیدی،شیخ علی اکبر تبری و غلامحسین ایرانپور را به جهت نفوذ محلی و شرکت در اتحاد ملی تبرستان،از ساری تبعید کند.اما این تبعید ها کوتاه مدت بوده زیرا هر یک از انان به دستیاری متنفذانی که در پایتخت داشتند به مناطق خود بازگشتند.ریاست وزرا به حاکم استراباد ،سلطان جنید میرزا معتمدالدوله نوشت که برای مشورت مذاکره ،حضور او در تهران ضروری است.
حاکم تهران برای رئیس الوزرا نوشت که احضاریه ی سردار رفیع را در ییلاق او ،خلیل محله در خاک مازندران برای او فرستاده است.او پیشنهاد کرد به وسیله ی قزاق های استراباد سردار را به تهران بفرستد.سردار رفیع با توصیه ی حاکم استر اباد ،سلطان جنید میرزا معتمدالدوله ،شیرزاد خان سرتیپ را به هزارجریب فرستاد تا اسبابتسلی خاطر بستگان را فراهم سازد .و و کیل الدوله نوشت که:سردار رفیع با پسرش به حاکم استراباد پناهنده شده است.
سردار از زمانی که از استر اباد خود را به به شاهرود رساند تا به تهران برود ،به او خبر دادند مامورین دولت اموال او را توقیف کرده و مزاحم کسان وی شده اند.و به دنبال ان رئیس الوزرا طی نامه ای به حاکم ساری ،دستور اخراج ماموران را از املاک او داده است.لازم به ذکر است سردار رفیع به بقیه ی سرداران مازندران و هزارجریب در رسیدن به تهران تاخیر داشته است.
در خصوص مسائل مالیاتی ،نامه هایی از سردار رفیع به سردار جلیل هم موجود است.او به سردار جلیل توصیه هایی میکند و یاد اور میشود:وقتی که دولت حکم میکند که در عدلیه مذاکره شود.ضبط مال و اموال معنایی ندارد.
در سندی دیگر که هب همو مینویس،خاطر نشان میکند ،دولت ابتدا از خان های تنکابن ،لاریجان و سواد کوه و فیروز کوه شروع کند تا به ما برسد و توصیه میکند((این کار را سست نگیرید که اسباب پشیمانی برای همه خواهد بود))سپس از سردار جلیل دعوت میکند که برای استراحت به ییلاق بیاید و همچنین میخواهد از اخبار امیر مکرم لاریجانی او را بی اطلاع نگذارد. و در ضمن از وضعیت میرزا کوچک خان و میرزا علی خان دیو سالار (سالار فاتح)هم او را اگاه کند .به نظر میرسد سردار،مبلغی از مالیات را به مامورین دولتی داده بود.از نامه ریاست وزرا به اداره مالیه ی مازندران بر می اید که سردار ، سه هزار تومان از مالیات افراد خود را داده است.اما بین او وماموران مالیاتی اختلاف بوده.سردار رفیع اظهار میدارد که سه هزار تومان مالیات به عنوان ده یک از کسان خود داده است.اما ماموران مالیاتی می گویند ان چه گرفته اند مالیات سرشماری بوده و مالیات ده یک از کسان سردار رفیع نستانده اند.رئیس الوزرا ، طی تلگرافی که به اداره مالیه مازندران زده ،از انها میخواهد که در این باره تفحص کنند.
و سردار طی دونامه ای که به ریاست وزرا از ده یک تفاوت عمل هشت سال پیش سخن میدارد .او در نامه ی دوم یاد اور می شود که ((که کارد به استخوان رسیده است.برای فدوی بضاعتی نمانده است.تحمل بقیه خسارت را به نمایم))
ان چه از تلگارف رئیس الوزرا به پیشکار مالیهی مازندران بر می اید ،ان است که انچه مالیات از از ابواب جمعی سردار تصریح شده است از سردار رفیع هم باید اخذ شود.
از ساری به تهران تلگرافی ارسال شد مبنی بر این که سردار رفیع برای تادیه مالیات خود ،طلب مامور کرده و مامور هم ارسال شد.
از سندی دیگر بر می اید که از زمان تشکیل اداره مالیه ی مازندران ،از هر تومان ،یک قران که پیش از ان به حکام به عنوان حق صندوق خانه اخذ میکردند به عنوان حقوق تحصیلداری به مالیات اضافه شده است و تا کنون از عموم مالکین گرفته شده است اما صاحب منصبان نظامی از پرداخت ان استکناف می ورزند.
ادامه مطلب
جمعه نوزدهم خرداد 1391
جنگ سرد
جنگ سرد اصطلاحی است که به دورهای از تنشها، کشمکشها و رقابتها در روابط ایالات متحده، شوروی و همپیمانان آنها در طول دهههای ۱۹۴۰ تا ۱۹۹۰ اطلاق میشود. در طول این دوره رقابت میان این دو ابرقدرت در عرصههای گوناگون مانند اتحاد نظامی، ایدئولوژی، روانشناسی، جاسوسی، ورزش، تجهیزات نظامی، صنعت و توسعه فناوری ادامه داشت. این رقابتها پیامدهایی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینههای گزاف دفاعی، مسابقات جنگافزار هستهای و تعدادی جنگهای غیرمستقیم به دنبال داشت.
گرچه در طول جنگ سرد هرگز درگیری نظامی مستقیمی میان نیروهای ایالات متحده و شوروی به وجود نیامد اما گسترش قدرت نظامی، کشمکشهای سیاسی و درگیریهای مهم بین کشورهای پیرو و همپیمانان این ابرقدرتها از پیامدهای آن بهشمار میروند. هر چند ایالات متحده و شوروی در طول جنگ جهانی دوم و در مقابل آلمان نازی متحد بودند، اما حتی پیش از پایان جنگ نیز بر سر چگونگی دوبارهسازی جهان پس از جنگ با هم اختلاف داشتند.
پس از جنگ در حالی که آمریکا در تلاش بود تا کمونیسم را در جهان محدود کند گستره جنگ سرد به بسیاری از نقاط جهان به ویژه اروپای غربی، خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا کشیده شد. در این دوره جهان با بحرانهای مکرر مانند ساخت دیوار برلین (۱۹۸۹-۱۹۶۱)، جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳)، جنگ ویتنام (۱۹۵۹-۱۹۷۵)، بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲) و جنگ شوروی در افغانستان (۱۹۷۹-۱۹۸۸) روبهرو شد که هر لحظه امکان یک جنگ جهانی را ایجاد میکرد اما در نهایت این اتفاق رخ نداد. یکی از دلایل مهم دوری هر دو طرف از ایجاد یک جنگ مستقیم دسترسی آنها به جنگافزار هستهای و ترس از استفاده طرف مقابل از این سلاحها بود.
سرانجام در پایان دهه ۱۹۸۰ و با دیدارهای مقامهای بلندپایه که به وسیله آخرین رهبر شوروی میخائیل گورباچف ترتیب داده شد و برنامههای اصلاحی گورباچف جنگ سرد پایان یافت.
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391
فوج هزارجریب
برچسبها: افواج این منطقه همیشه به کمک دولت رفته اند و برای
ادامه مطلب
دوشنبه سی ام آبان 1390
اشغال ایران در جنگ جهانی دوم
ادامه مطلب
جمعه بیستم آبان 1390
هزارجریب در گذرتاریخ 2
طایفه های یانه سر
1- طایفه رایجی: خاستگاه این طایفه از آبادی ارا بوده و علت مهاجرتشان کثرت مار در ارا بود که ادامه زندگی برای ساکنین آن ممکن نبود و از این رو رحیم خان شهریاری نماینده سردار رفیع آنها را به آنجا انتقال داد
2- طایفه یخ کشی : اصلیت آنها از روستای یخ کش است مرد و زن مالداری با چهار پسر از ستم حکومت جابر یخ کش فرار کردند و پسر بزرگ این خانواده زلفعلی نام داشت که نامزدش را عوامل حکومت یخ کش ربودند و از این رو این خانواده به سانه سر کوچ کردند و شخصی به نام علی اکبر که ساخلوی یانه سر بود در اطراف یانه سر تعدای گوسفند دید و زمانی که فهمید آنها غریبه اند و ساکن یخ کش هستند و از ظلم و ستم فرار نموده اند به یانه سر نزد سردار برد و سردار اجابزه سکونت آنها را در محله ای به نام بهی را به آنها داد که تعداد آنها به 100 نفر نمی رسید
3- طایفه خطیری: در پشت آبادی سرخ گریه آبادی بود به نام خطیر خل که این طایفه در آنجا مستقر بودند بزرگ آن احمد علی نام داشت وی در زمان سردار رفیع به یانه سر برده شد برای با سواد کردن خانزاده ها و همانجا ماندگار شد
4- طایفه صالحی: اینها اصلیتشان از رشت می باشد نیای آنها فردی به نام محمد بود که در اواخر حکومت لطفعلی خان سرپرستی بچه های بزرگان را به او دادند او پسری به نام میرزا بابا داشت و میرزا بابا هم فرزندانی به نام یداله و فتح الله ،نادر و جعفر داشت این خانواده کم کم زیاد شدند و عده ای از آنها به سرکلاته خرابشهر رفتند
جمعه بیستم آبان 1390
هزارجریب در گذرتاریخ 1
جایگاه و خاستگاه مردم هزارجریب:
خاستگاه اصلی آنها در روستای اندریه در نواحی فیروزکوه بوده و مشخص نیست که در چه زمانی به منطقه هزارجریب مهاجرت کردند ولی آن چیزی که روشن است این است که آنها در زمان آقا محمد خان در نبردهایی که با زندیه داشت جز نیروهای نظامی وی به حساب می آمد و توضیح اینکه در دوران قاجار در منطقه هزارجریب ساکن بوده.
موقعیت جغرافیایی هزارجریب:
منطقه کوهستانی جنوب شهرهای ساری،نکا،بهشهر،گلوگاه،بندرگز،کردکوی منطقه هزارجریب به حساب آیند که موقعیت جغرافیایی آن از مشرق به چمن ساور و دامغان از جنوب به سمنان از غرب به فیروزکوه از شمال به استرآباد و مازندران محدود می شوند منطقه هزارجریب از دو قسمت دودانگه و چهاردانگه تشکیل شده است.در باب وجه نسبت دو دانگه و چهاردانگه گفته اند وقتی تیمور در مازندران مسلط شد در یکی از دهات قشلاقی خدمت میرعماد الدین رفت و هزارجریب را به وی بخشید و میرعمادالدین دو زن داشت یکی دو فرزند و دیگری چهارفرزند بعد از مرگ وی بین فرزندان وی تقسیم شد و به صورت چهار دانگه و دو دانگه مشخص گردید. منطقه چهار دانگه به سه قسمت تقسیم می شود چهاردانگه هزارجریبی با مرکزیت سرخ گریوه،چهاردانگه شهریاری با مرکزیت یانسر و چهاردانکه یخ کشی با مرکزیت یخ کش اما دیدگاه مولفان تاریخ مازندران غیر از این می باشد ولی تمام مورخان نظرشان متفق القول بین امر معتقدند که منطقه هزارجریب به سه قسمت تقسیم شد زمانی که شهر بهشهر در سال 1333 به شهرستان تبدیل شد منطقه هزارجریب به سه قسمت به شرح ذیل مشخص گردید: 1- دهستان شهریاری 2- دهستان یخ کش 3- دهستان هزارجریب
1- دهستان شهریاری: موقعیت جغرافیایی آن محدود می شود از شمال به کوه جهان مورا از جنوب به دهستان هزارجریب و از شرق به کوهپایه های شهرستان گرگان و دامغان از غرب به دهستان های یخ کش و هزارجریبی در واقع دهستان شهریاری شرقی ترین دهستان هزارجریب چهاردانگه است البته مکنیزی هزارجریب را به دو بخش چهاردانگه و دو دانگه تقسیم کرد که ریاست دو دانگه آن بر عهده ابراهیم خان بود و چهاردانگه را به سه قسمت تقسیم کرد که بخشی از آن در دست محمد رحیم خان در یانه سر مستقر بود و بخش دیگر آن سرخ گریه حاکم نشنین آن بود که در اختیار نجف قلی خان بود و بخش سوم هم در دست محسن خان بود.
مفهوم سرخ گریوه:در واقع دو معنا دارد - تپه 2- گردنه در این محل گردنه صعب العبوری داشت که دو نفر به سختی از کنار هم عبور می کردند که از همین جهت گریوه نام نهادند واژه سرخ نیز به معنای سرخی خاکهای آن منطقه می باشد در ضلع شمالی آن دیو خانه وجود دارد که شاید قدمت آن بیش از 6000 سال برسد که در دل سخره قرار دارد مردم این منطقه از آنجا که پس از رواج دین زرتشتی همچنان مظاهر طبیعت را می پرستیدند زرتشتی ها به آنها دیو گفتند که از نظر آنها انسانهای پلیدی بودند این مردم بومی در دیوخانه نظر و نیاز میکردند و قربانی می دادند
رابینو مورخ بزرگ می نویسد چهاردانگه هزارجریب چهار بخش است: یانه سر ،سرخ گریوه،یخ کش،سرتیج در مورد یانه سر می گوید یانه سر از انزان کوه در شما تا شاهکوه در جنوب وسعت دارد و همچنین از بلوک ساور در مشرق تا سرخ گریه در مغرب
یانه سر و سرخ گریه:
یانه سر 7632 کیلومتر مربع مساحت دارد مرز شمالی جنوبی آن 16/5 تا 22 کیلومتر و مرز شرقی و غربی آن در حدود 45 کیلومتر است دارای زمستان های سرد و تابستان های معتدل و ملایم،میزان بارندگی آن نسبت به سایر نقاط هزارجریب کمتر از شغل مردم کشاورزی و گله داری و مختصر صنایع دستی محصولات آن گندم و جو سیب زمینی و ارزن و مواد آن
ملگونف از روستاهای یانه سر چنین نوشت:زیباترین روستای منطقه هزارجریب یانه سر است که در دره ای در پای کمربند در یک فرسخی رودخانه کوچک ساور و چهار فرسنگی شهر دیباج قرار دارد یانه سر به علت چراگاههایش مشهور است که از مهمترین آن چراگاه خوش انگور می توان یاد کرد در این روستا خانه های مالکین زیبا و قابل توجه است که انشالله در مراحل بعدی عکس و تصاویری از آن به مطالب بعدی اضافه خواهد گردید.
مرکزیت یانه سر و سرخ گریوه در دهستان های شهریاری و هزارجریبی نشان از نفوذ خاندان های شهریاری و هزارجریبی است که هر دو از پیشینیان صادق سلطان به شمار می آند بناهای مسکونی مانده در سرخ گریوه و یانه سر نشان از تایید نفوذ و حاکمیت دو قرت این دو خاندان است و حتی نقل شده است که فتحعلی شاه پادشاه دوم قاجار در سفر به خراسان در چمن ساور اردو زد بزرگان سرخ گریوه او را به آنجا دعوت کردند و برای او شاه نشینی بنا نمودند اما خود شاه به آنجا نرفت و سه تن از دخترانش را برای بازدید به آنجا فرستاد البته صحت این موضوع را آفای ابراهیم طهماسبی تایید نمود در عصر مشروطه یانه سر از طریق خط تلفن با سرخ گریوه ارتباط داشته است و یکی از سرای لطفعلی خان در یانه سر تلفن خانه بود در کتاب از آستارا تا استرآیاد نوشته شد خانه مسعود خان هزارجریبی در سرخ گریه هزارجریبی چهار دانگه هزار جریب خانه ای است آجری دو طبقه که تالار آن پنجره های ارسی ظریف دارد بر جرزهای گچ بری های رنگین است داخل آن گچ بری دارد و بر نمای جنوبی آن کتیبه ای نوشته به این متن
ساختمان هزارجریبی
ساختمان هزارجریبی
این ساختمان به طول 18 متر و عرض 8 متر در دو طبقه می باشد که طبقه همکف فوقانی دارای سه اتاق می باشد و جنس مصالح آن از خشت و از سنگ و جوب می باشد
ساختمان طهماسبی
ساختمان در سال 1194 ه.ق احداث گردید در دو طبقه می باشد طبقه همکف انبار و منظر زمستانی و طبقه فوقانی آینه بندی پستو پاگرد می باشد اتاق پذیرایی آن 96 متر می باشد و جنس آن از خشت خام و سنگ و گچ کاری استفاده گردید و زخامت دیوار 8 سانت می باشد و سقف آن از چوی و پوشش آن از سفال بوده که امروزه آن را به شکل ایرانیت در آورده اند حیاط آن 300 متر بوده و در آن اسطبل داشته و در حال حاضر دارای مالکیت شخصی می باشد
ساختمان شهریاری
در آبادی یانه سر دو ساختمان قدیمی مربوط به خاندان شهریاری در کنار یکدیگر وجود دارد
1- ساختمان شرقی: این ساختمان توسط مهدی خان ساخته شد و گچ بری آن به وسیله لطفعلی خان نوه مهدی انجام گرفت و مصالح آن از سفال ،چوب و سنگ و آجر بود ساختمان شرقی دو طبقه دارد که طبقه همکف چهار اتاق و یک اتاق پذیرایی و طبقه دوم شش اتاق و یک پذیرایی و درهای ساختمان از چوب ارس می باشد
2- ساختمان غربی: این ساختمان همانند ساختمان شرقی دو طبقه است که همکف و فوقانی دارای اتاق خواب اندرویی و حال و تراس می باشد که درسال 1285 ه.ق ساخته شد و مصالح آن نیز مانند ساختمان شرقی می باشد منتهای مراتب طبقه فوقانی آن دارای شومینه آینه کاری و گچ بری وشیشه کاری می باشد درب ها از چوب ارس و سردرگاه آن از شیشه های رنگی
ساختمان های فوق درمالیکت خاندان شهریاری می با شد و ساختمان شرقی توسط غلامعلی خان شهریاری و غربی به وسیله اردشیر و هوشنگ شهریاری نگهداری می شود و صاحبان آن در حال حاضر در شهرهای ساری گرگان بندرگز و کردکوی سکونت دارند در دهه های گذشته به این ساختمان ها صدمات زیادی وادر گردید و این بناهای تاریخی در حال تخریب می باشد که می طلبد سازمان میراث فرهنگ نیم نگاهی به آن داشته باشد
جمعه بیستم آبان 1390
كنفرانس «پوتسدام» و سرنوشت ايران
زماني كه جنگ دوم جهاني به پايان رسيد، ايران در اشغال قواي سه دولت متفق
بود. روسها و انگليسيها از ابتداي جنگ در ايران حضور داشتند و نيروهاي
امريكائي نيز به دعوت انگليس به ايران آمده و بدون هيچ قراردادي با دولت
ايران، امورحمل و نقل اسلحه و مهمات از خليج فارس تا مرز شوروي را عهدهدار
شده بودند. مردم نيز در اثر 4 سال اقامت ناخوانده نيروهاي بيگانه و تحمل
شرائط سخت زمان جنگ در نهايت عسرت و بدبختي بسر ميبردند.
دولت ايران كه
در آغاز جنگ، بيطرفي خود را اعلام كرده بود، به دنبال اشغال ايران توسط
قواي متفقين ناگزير شد به موجب پيمان سه جانبه 9 بهمن 11320 از حالت بيطرفي
خارج شده و ابزار اراده متفقين شود. از آغاز سال 1322 متفقين به دولت
ايران فشار آوردند كه به كلي از حالت بيطرفي خارج شده رسماً به آلمان
اعلان جنگ بدهد و اخطار كردند كه در غير اين صورت ايران نخواهد توانست در
كنفرانسهاي آيندة صلح شركت نمايد. بدين جهت دولت ايران ناچار شد به بهانة
فعاليتهاي خرابكارانة مأموران و جاسوسان آلماني در هفدهم شهريور 1322 به
آلمان اعلان جنگ بدهد. در عوض متفقين موافقت كردند كه دولت ايران به
اعلامية ملل متحد مورخ 11 دي 1320 كه از جانب 26 كشوري كه با آلمان در حال
جنگ بودند امضا شده بود ملحق شود و پس از جنگ در كنفرانسهاي صلح با حقوق
متساوي با سايردول شركت نمايد. دولت ايران كه تجربة تلخي از مخالفت
دولتهاي فاتح جنگ جهاني اول با شركت آن در كنفرانس صلح ورساي داشت،
بلافاصله در 23 شهريور 1322 الحاق خود را به اعلامية ملل متحد اعلام كرد.
آخرين اقدام ايران به نفع متفقين در زمان جنگ دوم جهاني، اعلان جنگ به ژاپن
بود كه در 9 اسفند 1323 صورت گرفت.
ادامه مطلب
یکشنبه شانزدهم مرداد 1390
کنگره وین
اين كنگره برجستهترين تجمع سياسي در تاريخ اروپا بود. اعضاي مهم آن طبعاً فاتحان عمده در جنگ ملتها بودند: روسيه، پروس، اتريش، و بريتانياي كبير؛ ولي نمايندگاني از سوئد، دانمارك، اسپانيا، پرتغال، پاپ، باواريا، ساكس، وورتمبرگ … نيز حضور داشتند؛ و فرانسة شكستخورده نيز ميبايستي به حساب آيد، ولو فقط به اين سبب كه تالران نيرنگباز نمايندة آن باشد. جريان كارها دو اصل را كه كاملا با يكديگر متضاد نبود آشكار ساخت: كه صداي توپ رساتر از صداي منطق است؛ و نيروي مادي بندرت غلبه ميكند مگر آنكه با نيروي فكري پيوند داشته باشد.
نمايندة روسيه در وهلة نخست تزار آلكساندر اول بود كه بزرگترين ارتش و زيادترين فريبندگي را داشت. وي با كمك كنت آندرئاس رازوموفسكي (حامي بتهوون) و كنت كارل روبرت نسلرود پيشنهاد كرد كه چون روسيه، متفقين را از مرحلة شك و ترديد در كنار نيمن و شپره به مرحلة پيروزي در كنار سن رهبري كرده است، به پاداش آن، سراسر لهستان را دريافت دارد؛ و پرنس چارتوريسكي نمايندة لهستان با اجازة آلكساندر، از اين پيشنهاد طرفداري كرد به آن اميد كه ايجاد وحدت لهستان قدمي به سوي استقلال خواهد بود.
نمايندگي پروس به طور رسمي با شاه فردريك ويلهلم سوم بود، ولي پرنس فونهاردنبرگ بيشتر كارها را در دست داشت، و ويلهلم فون هومبولت، به عنوان فيلسوف و مشاور ملازم حضور او بود. آنان پاداشي مناسب رهبري نظامي بلوشر پيشرو و از بين رفتن افراد پروسي مطالبه ميكردند. آلكساندر قبول كرد كه، به شرط دست كشيدن پروس از ادعاي خود نسبت به متصرفات سابق خويش در لهستان، سراسر ساكس را (كه پادشاهش به علت قراردادن ارتش خود در اختيار ناپلئون اينك در برلين زنداني شده بود) به فردريك ويلهلم واگذارد. و فرايهر فوم
شتاين اين نظر را راه حلي آقامنشانه دانست.
اتريش مدعي بود كه اعلان جنگ او از طرف متفقين سرنوشت جنگ را تعيين كرده است، و بايستي در ضيافت فاتحان، سهم سخاوتمندانهاي داشته باشد. طرد اتريش از لهستان غيرقابل تحمل بود؛ و تصرف ساكس به دست پروس توازن قواي اروپايي را در شمال و جنوب كاملا بههم ميزد. مترنيخ همة ريزهكاريهاي صبورانه و غيرمستقيم خود را به كار برد تا اتريش به كشوري دست دوم تبديل نشود. امپراطور فرانسيس دوم، با آرام كردن ميهمانان به وسيلة ضيافت، به وزير امور خارجة خود كمك كرد. خزانهاش در حالي از جنگ نجات يافته بود كه يك پايش در گودال ورشكستگي فرو رفته بود؛ و بقية موجودي را هم با مستكردن ميهمانان با شراب و شامپاني و سنگين كردن آنها با غذاهاي لذيذ غيرعادي به خطر انداخت. تالارهاي قصرهاي امپراطوري تقريباً همه شب با جشنهاي پرخرج ميدرخشيد. بازيگران زن و مرد و آوازخوانان و نوازندگان ماهر دعوت ميشدند كه پادشاهان مقتدر و ملازمانشان را شيفته و فريفته كنند؛ بتهوون شهر را با «جنگ پيروزي» به لرزه درآورد؛ زنان زيبا دار وندار خود را به لباس يا به گيسوان خود زده بودند، اعضاي نرم ولطيف خود را تا آن حد كه احترام محضر كاردينال كونسالوي اجازه ميداد، در معرض ديد ميهمانان قرار ميدادند. براي صاحب ذوقان معنون معشوقههايي در دسترس بود، و زنان روسپي نيازهاي اشراف درجة دوم را برميآوردند. شايعاتي كه در شهر پراكنده شده بود بهپاي عشقهاي تزار نميرسيد.
ادامه مطلب
دوشنبه سی ام خرداد 1390
قاجاریه
در زمان آقا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقه باش و یوخاری باش (به معنای ساکن ناحیه بالا - رودخانه- و ساکن ناحیه پایین - رودخانه) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد. برای آگاهی بیشتر به زندگی نامه آغا محمدخان قاجار نگاه کنید.
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390
جنگ جهانی دوم
جنگ جهانی دوم ،
1) درآمد
2) در جهان اسلام
3) در ایران
1) درآمد. علل اصلی جنگ جهانی دوم عبارت بود از اشتباهات عهدنامه ورسای (7 مه 1919/ 5 شعبان 1337) كه ظاهراً به جنگ جهانی اول *پایان داد، پیامدهای بحران اقتصادی 1929/ 1308 ش، و از همه مهمتر رقابت سیاسی فاشیسم و دموكراسیهای غربی و ماركسیسم. عامل اخیر چنان مؤثر بود كه نبرد میان كشورهای درگیر، به شكل بیسابقهای، عموم مردم را به قلمرو جنگ كشاند، به طوری كه در پایان جنگ تعداد كشتهشدگان نظامی و غیرنظامی تقریباً با هم برابری میكرد. این جنگ، كه بین دو بلوك متحدین (آلمان و ایتالیا و ژاپن) و متفقین (انگلیس و فرانسه و امریكا و شوروی) درگرفت، به لحاظ گستردگی جغرافیایی و قدرت تخریب منابع انسانی و طبیعی، بیهمتا بوده است.
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390
جنگ جهانی اول
*- متحدین: آلمان، ایتالیا، اطریش و مجارستان و امپراتوری عثمانی
* متفقین: انگلستان، روسیه، فرانسه و آمریکا
1- وجود رقابت های اقتصادی بین کشورهای اروپایی به ویژه وفور تولیدات نظامی و اقتصادی آلمان
2- تعارض های روس و انگلیس در آسیا مثل: 1. دخالت انگلیس در انقلاب مشروطه ایران، 2. جنگ روس و ژاپن در 1905 و شکست روسها، با حمایت انگلستان از ژاپن، 3. عقد قرارداد 1907 به عنوان تعدیل تعارض روس و انگلیس.
3- رقابت های دریایی بین انگلستان و آلمان که عمدتاً با برتری انگلیس همراه بود.
4- عظمت فراگیر آلمان که از زمان بیسمارک شروع شده بود (برکناری بیسمارک 1890 م) و جذب نشدن آلمان در سیستم صنعتی اروپا.
5- مسابقه تسلیحاتی بین کشورهای اروپایی.
(تذکر لازم آن که برای جلوگیری از اتاله کلام این مباحث به صورت تیتروار آورده شده و لذا اساتید و مربیان نیز می توانند با توضیحات بیشتر آن ها را ربط دهند.
نتایج جنگ اول جهانی (1918- 1914):
در 28 ژوئن 1919 عهدنامه ی و رسای بر اساس 14 اصل ویلسون (رییس جمهور آمریکا) به تصویب دول درگیر در جنگ جهانی رسید. و از نتایج جنگ می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- از بین رفتن امپراتوری های بزرگ و تجزیه آن ها مثل تبدیل امپراتوری آلمان به جمهوری آلمان، امپراتوری اطریش مجارستان به جمهوری اطریش و چکسلواکی و مجارستان، امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه و توسعه یافتن یونان با ضمیمه کردن بخش وسیعی از اراضی عثمانی، و در این راستا قیومیت کشورهایی چون سوریه و لبنان به فرانسه و فلسطین وعراق به انگلستان داده شد و ایجاد خط قرنطینه از فنلاند تا رومانی.
2- تأثیرات اقتصادی اجتماعی: مثل رواج اقتصاد طبق نقشه و عدم رقابت آزاد، نظارت دولت ها بر امر تجارت و کاهش صادرات دولت های اروپایی و خرید کالاهای امریکایی و گرفتن وام از امریکا و…، تشکیل اتحادیه های کارگری.
3- تحمیل قرارداد م 1919 به ایران.
4- پیدایش ایالت متحده امریکا در صحنه سیاست جهانی و عدم امضاء معاهده و رسای از سوی آمریکا.
5- خلع سلاح آلمان با قبول خسارات جنگ از سوی آلمان (و این که آلمان ها از آن پس باید توپ، زیر دریایی و هواپیما سازی نکنند.
6- دلایل فوق الذکر و آثار و تبعات آن ها خود نهایتاً موجب بروز جنگ جهانی دوم شد.
چهارشنبه سوم فروردین 1390
معرفي درازنو
اينك درازنو با احداث جاده اي كه در دهه 0 براي دسترسي به آن احداث شد به يكي از مراكز تفريحي و گردشگري كشور تبديل شد.به طوري كه حتي توريست هاي ديگر كشور ها نيز هر ساله از آن ديدن مي كنند.اينك درازنو با بيش از 200 خانوار به عنوان يكي از روستا هاي هدف گردشگري شناخته شده است.كه زمزمه هاي احداث تله كابين از دريا(جزيره آشوراده)به آنجا به گوش مي رسد كه با اجرا شدن اين امر قيمت زمين و وضع زندگي مردم بهبود چشمگيري خواهد داشت وحتي مشاغل پردرآمدي هم ايجاد خواهد شد.
چهارشنبه سوم فروردین 1390
دهكده جهان نما
منطقه حفاظت شده جهان نما در جنوب شرقي كردكوي و از نام دهكده ييلاقي آن اقتباس گرديده است . اين منطقه در سال 1352 برابر مصوبه شوراي عالي حفاظت محيط زيست با وسعتي معادل 30650 هكتار تحت حفاظت قرار گرفته و به سبب جاذبه هاي خاص توريستي ، حفظ حيات وحش ، زيستگاهي و رويشگاهي ارزشمند آن، حفاظت شده اعلام گرديده است. جهان نما از دير باز محل گذران اوقات فراقت مردم كردكوي و شهرهاي اطراف بوده است . اين منطقه با داشتن مناظر زيبا و چشم اندازهاي جالب ، آبشارها ، رودخانه ها ، دره ها ، جنگلهاي پهن برگ ، گونه هاي جانوري و همچنين وجود قبرستانهاي كهن تاريخي و قلعه ها به يكي از مناطق مهم توريستي استان تبديل شده است.
چهارشنبه سوم فروردین 1390
جاده شاه عباسی
در دوره صفوی به دستور شاه عباس و جهت
دسترسی سریع و راحت کاروانیان جاده های ارتباطی در سراسر ممالک تحت امر
احیاء و احداث شده است. ازجمله جاده سنگفرش معروف به جاده شاه عباسی که
استانهای گیلان و مازندران را به مرکز شاهی یعنی اصفهان متصل می کرد.در اثر
گذشت زمان بخش اعظم این جاده از بین رفته است.
در استان گلستان در جنوب شهرستان کردکوی بقایای جاده شاه عباسی حدفاصل
روستاهای سرکلاته ,سالیکنده , کردمحله, بالاجاده دیده می شود. جاده را با
قلوه سنگ ,گل, آهک بازسازی کرده اند, و در بین راه چند دهنه پل با مصالح
سنگ و آجر (سیکاپل, بز پل) جهت تردد کاروانیان بر روی رودخانه های دائمی و
فصلی نیز احداث نموده اند. سطح جاده را نسبت به اراضی حاشیه مقداری بالا آورده اند و دو طرف آن را کنده اند تا آب بر جاده نیفتد. گذر جاده سه متر بوده است.
چهارشنبه سوم فروردین 1390
امامزاده روشن آباد
صندوقي از چوب ازدار مرقد امامزادگان (از اولاد امام موسي بن جعفر ) پوشانده است . درازاي آن 283 و پهنايش 147 و بلندي آن 98 سانتيمتر است و آية الكرسي و اسم ائمه اطهار بر آن حك شده است .
چهارشنبه سوم فروردین 1390
آشوراده
![]()
آشوراده دهی در مرکز شبه جزیره میانکاله در شهرستان بندر ترکمن، استان گلستان است. آشوراده تنها جزیرهٔ ایرانی دریای خزر است. این جزیره که در سدههای گذشته در پی عملکرد و فعالیت گروههای انسانی با حفر کانال از توده اصلی خشکی خود (شبه جزیره میانکاله) جدا افتادهاست.
آشوراده در اغلب منابع تاریخی به عنوان مجمع الجزایر آشوراده که متشکل از سه جزیره بودهاست، آمده که با بالا آمدن سطح آب هر دو جزیره کوچک انتهای آن در آب فرو رفته و در حال حاضر تنها یک جزیره باقی ماندهاست. این شبه جزیره در زمان صفوی به عنوان شکارگاه مورد توجه قرار گرفته و به این سبب دژهایی در این جزیره بنیاد شد.
طول جغرافیایی آشوراده برابر ۵۳٫۸۵۰۰ عرض جغرافیایی آن ۳۶٫۸۳۳۳ است.محدوده «آشوراده» در اثر بالا آمدن سطح آب دریاچه خزر توسط کانال طبیعی «خزینی» به صورت جزیره آشوراده از شبه جزیره میانکاله جدا شدهاست. به این ترتیب، جزیره آشوراده از شمال به دریاچه خزر، از شرق به تنگهای باریک موسوم به «تنگه چپقاوغلی» و از غرب به کانال طبیعی خزینی و ادامه شبه جزیره میانکاله و از جنوب به خلیج گرگان منتهی میشود.ارتفاع آشوراده از سطح دریاهای آزاد برابر ۲۶- متر است. جزیره با آب وهوای معتدل در ۵ کیلومتری غرب بندر ترکمن قرار دارد و تا سالهای پیش با امکاناتی همچون پاسگاه ژاندارمری، شرکت تعاونی روستایی، مدرسه راهنمایی، مغازه، مسجد و حسینیه بیش از ۱۰۰۰ نفر سکنه داشتهاست که به مشاغل دامداری، کارگری، پیشهوری و ماهیگیری مشغول بودهاند اما با وقوع سیل سال ۱۳۷۲ این جزیره خالی از سکنه شد و هماکنون تنها کارمندان شیلات در آن ساکن هستند.
هماینک این جزیره دو بنای تاریخی در خود دارد. قلعه روسها که در زمان رضاشاه بنای آن تجدید گردیده و به پاسگاه تبدیل شده و خانه وزیر مختار روس، قلعه تخریب گردیده و خانه نیز در حال تخریب است.
پوشش گیاهی جزیره، بوتههای تمشک، نوعی خار خودرو و درختان انار ترش است و حیواناتی همچون شغال، روباه، خرگوش، ماهی، قرقاول، کبک و پرندگان دریایی در جزیره یافت میشوند.
لفظ «آشوراده» در زبان ترکمنی بمعنای «جزیرهٔ آشور» است. و دارای دو بخش آشیر (آشور) و آدا (جزیره) {آشیرآدا = آشوراده} است. ترکمنها به این جزیره «مال آشیر» هم میگویند زیرا در زمانهای قدیم از ساحل بندر ترکمن دامهای خود را جهت تعلیف به جزیره میرساندند و در این لفظ «مال» به معنای «دام» و «آشیر» به معنای مصدری «رساندن» است.


